شیوه قُدما در نوازندگی سهتار در مدت سالهایی که از مسعود شعاری درس سهتار گرفتم هر روز آرزو میکردم که این هفته باز هم درسی از اساتید قدیم سهتار بگیرم و حتی گاهی کار به خواهش و تمنا هم میکشید. به شوخی میگفتم که من چهار بُت دارم: ابوالحسن صبا، سعید هرمزی، یوسف فروتن و احمد عبادی. مسعود شعاری از بین این چهار نفر احتمالاً به جز صبا مابقی را از نزدیک دیده بود و محضر آنها را درک کرده بود. ضمناً به خاطر اینکه مدت زیادی از عمر هنریاش را صرف بازسازی آثار همین افراد کرده بود با شیوه آنها کاملاً آشنایی داشت و چهار رویه مختلف در اجرای آثار هر کدام از این افراد برای من در نوازندگی استادم مشهود بود. پایه چهارمضرابهای صبا به شیوه درویش خان با مضراب پروانه (ΛVΛ ΛVΛ) شکل میگرفت در حالیکه چهارمضرابهای عبادی پایه دیگری داشت و همگی پشت سر هم راست و چپ (ΛVΛVΛV) بود. نوازندگی هرمزی دارای صدادهی خاص در نواخی مختلف کاسه سهتار بود که این صدادهی و ریتم خاص چهارمضرابها امروزه در آثار بهترین شاگردش محمدرضا لطفی مشهود است و بالاخره نوع آهنگسازی فروتن در این میان دارای شیوهای منحصر به فرد بود که تنها مض...
پستها
نمایش پستهایی با برچسب موسیقی
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
ماه تِتی شکوفه ماه، از بهشت ایران، مازندران آلبوم "ماه تِتی" به معنی شکوفه ماه اخیراً از طرف موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شده است. این آلبوم برای من یاداور سه روز و سه شب همنشینی با نوازندگان، خوانندگان و شاعران منطقه مازندران است. برای عکاسی از جشنواره کوچکی که برای معرفی موسیقی محلی مازندران در ساری برپا شده بود به این شهر رفته بودم. از احمد محسن پور باید یاد کنم که با وجود نابینایی روشن دل و دوست داشتنی است و چنان مقتدرانه موسیقی مازندران را در قالب گروه شِواش رهبری میکند که اندیشه زوال این موسیقی و سازهای ارزشمندش در خیال هم نمیگنجد. احمد محسنپور، کمانچه کش روستا نشین مازنی فردای کنسرتش در سالن حلال احمر ساری کلاسهای موسیقی صبحش را برگزار میکرد. یک انسان واقعی بود که سلامم را همچون آشنای قدیمی با سری رو به آسمان جواب میداد. از بین خوانندگان گرچه دیدار با استاد بزرگ آواز در این منطقه یعنی ابوالحسن خوشرو برایم مقدور نشد اما با ابراهیم عالمی، ارسلان طیبی و مسلم فهیمی از نزدیک آشنا شدم که این دوتای آخری یکی نوازنده چیره دست لَلهوا (نی چوپانی) و دیگری نوازنده دوتار ...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
غمگین و دل پشیمان آن چیزی که از بیژن کامکار در دل من است در کودکی عاشقانه میپرستیدمش. نه میدانستم در چه آواز و دستگاهی میخواند و مینوازد و نه میدانستم ریتم صدای دف که در دستانش میچرخد از کدام خانقاه دراویش کُرد الهام گرفته است. فقط عاشقانه دوستش داشتم. روزی که به آرزوی بزرگ برای از نزدیک دیدنش دست یافتم خوشحالتر از همیشه بودم. ظهر یک روز تابستانی در اطاقی که از در و دیوارش دف آویزان بود برای اولین بار چشم در چشم بیژن کامکار شدم. این انسان یگانه... برای مصاحبهای رفته بودم که قرار بود در همین اسطرلاب منتشر شود. اما او با همه فرق داشت. از غرور و ادعا خالی بود. از معدود افرادی بود که در او احساس پدرانهای در خودم حس کردم. بیش از یک ساعت پرسیدم و با علاقه جوابم داد. از مقام مجنون به لیلی گلایه کرد، یک بیت شعر خواند، از خاطراتش گفت و گفت و گفت. زمانی که جمع شاگردان دف نوازش به داخل اطاق آمدند فرصت دست داد عکس یادگاری با او بگیرم. از بهترین روزهای زندگیام همین روز بود. *** دیشب دوباره بیژن کامکار را از نزدیک دیدم. یگانه مرد دف نواز را. مرد ربابی را. آوازه خوان کُرد را... در مراسمی ک...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
از سر کوهی بلند افتادن قیافهی خاص جناب آقای Stuart A. Staples در نظر من برای عاشق یک گروه موسیقی شدن کافیست. مهمان صدای بادی برنجهای درهم و برهم شدن و صدای گیتارهایی که از نوع الکتریک و آکوستیک که در هم میپیچند و زهیهایی که انگار تار میتنند و همراهشان صدای Staples که به نوشیدن قهوهای تلخ میماند. ظرافت این گروه آنقدر زیاد است که "شاخههای شکننده" و یا همران Tindersticks نام گرفته است. تا چند روز دیگر ناباورانه آلبوم جدیدشان راهی دنیای ما میشود. آلبومی به نام Falling Down a Mountain.
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
طلسمت میکنم! اهواز، موتور هزار، ویدئوکلوپ، بارسلون، تنبلیهای سعیدزاده، قهوهخونه عمو حسن، کارون پراید، شیرینی برای آقای صرّاف، کیانپارس، برق گرفتگی خفیف در پست شمالغرب، جاده ماهشهر-بندر امام، کوتعبدالله، گاومیش و آخر از همه دیوانهای به اسم Scrimin' Jay Hawkins که سوغاتیهای من بود از این شهر جنوب غرب. دیوانه به مفهوم واقعی کلمه. موسیقی که قبلاً یک اجرای Hard Rock از آن را که توسط Marylin Manson اجرا شده بود شنیده بودم و حالا اجرایی نزدیک به موسیقی Jazz به سبکی کاملاً محیرالعقول و خوانندهای درک ناشدنی. دیوانهام کرده بود. عربده کشیدن و قهقهههایش فقط مخصوص سیاهی از نوع خودش بود. هیچ Sense خاصی روی صحنه نداشت. نه نسبت به نوازندگانی که برایش مینواختند و نه نسبت به تماشاچیانی که تشویقش میکردند. از طلسمی سخن میگفت که روی معشوقش گذاشته بود. طلسمت میکنم چون مال منی. و ناگهان شروع میکند به زبانی مندرآوردی حرف زدن، شکوه و گلایه کردن و کم مانده گریه کند. عاشقش شدم.
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد کنسرت گروه گوشه با یاد پرویز مشکاتیان با مقدمه کوتاهی آغاز کرد. از روزهای خوشش با استادش گفت. مشکاتیانی که دیگر نیست. "سفر کرد و ز ما یاد نکرد". سپس یک دقیقه سکوت و آنگاه اولین مضراب روی سنتور.... سیامک آقایی اجرای شب اولش به یاد پرویز مشکاتیان را با تکنوازی آغاز کرد. قطعاتی ضربی و یا غیر ریتمیک در دستگاه شور و آوازهای وابستهاش نظیر ابوعطا و کردبیات و ... اجرایش رنگ و بوی اجراهای سالهای جوانی مشکاتیان را داشت. بعضی قطعات را هم از خود او نواخت. ضرب آهنگش زیبا بود و جملاتش لحن داشت. گاه با ابهت مینواخت و گاه لطیف. اجرایش در بین جملات کمی سکوت بیشتری میطلبید تا شنونده آنها را بهتر درک کند. هر چه که بود غم در خود داشت و شرح حال فراق میگفت. *** در بخش دوم اجرای کنسرت "یاد باد" به یا پرویز مشکاتیان، سالار عقیلی و پدرام خاورزمانی هم با سیامک آقای همراه شدند تا شنونده رپرتوار جالبی در دستگاه نوا باشیم. پیش درآمد نوا که برداشتی بدون کلام از تصنیف "مدامم مست" بود آغاز گر برنامه شد. سپس ساز و آواز نوا، اجرا را به سمت تصنیف مدامم ...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
گُلی را فراموش کردهام که بر چهرهام میتابید آلبومی جدید به نام "دور تا نزدیک" حاصل همکاری هوشنگ کامکار و احمدرضا احمدی وارد بازار موسیقی شده است. برای بار دوم که این اثر زیبا را شنیدم پیچیدگیها و نازکآراییهایی را که در نگاه اول در آن نمیتوان یافت حس کردم. چهار قطعه موسیقی ایرانی در قالب یک اجرای ارکسترال با تنوع و پیچیدگی خاص اما شنیدنی در تنظیم و مدولاسیون. این پیچیدگی خصوصاً در قطعه آخر مجموعه بسیار خودنمایی میکرد. شعر، روندی سیر گونه در این آلبوم یافته است. شعری از سالهای آغازین تاریخ شعری ما در قرن شش هجری و در مرحله گذار از سبک شعر خراسانی به سبک شعر عراقی، آغازگر مجموعه است. قصیده معروف خاقانی که آنرا در باب حیرت و تحسین و البته تاسفاش درباره ایوان مدائن سرود. قطعه با همراهی پر رنگ ادوات ضربی و عود در فواصل شوشتری روایت میشود. تلفیق جالبی میان شعر و موسیقی برقرار شده است. عود که توسط ارسلان کامکار نواخته میشود نقشی فراتر از یک ساز را در این قطعه یافته است. صداییست که تصویرسازی کهنهای را از محیطی که شعر در آن شکل گرفته نشان میدهد. صدای احمدرضا احمدی که شعر را...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
روشن گلافروز، روی گلیم طرح قوچان داستان طاهر و زهره روی چشمش میگذاشت روایتی که از گذشته داشت و عرق میریخت و ساز میزد و میخواند، از کسی یاد گرفته بود حتماً. روشن گلافروز را میگویم که یگانه "بخشی" به جا مانده از روزگاران قبل از این در این میان ماست. بخشی لفظ خراسانی است و ترکمنها "باغشی" میگویندش. بخشیها خواننده و نوازنده دوتار هستند، داستانهای زیادی از بر دارند و شیوه روایتگری میدانند، دوتارشان را خود میسازند ترانه هم میسرایند. همه این هنرها را خداوند به بخشیها بخشیده است. روشن گلافروز را قبل از اینکه به برنامه دوقدم مانده به صبح دعوتش کنند خوب میشناختم. بخشیزادهای که نُه مرتبه نسل اندر نسل پدرانش بخشی بودهاند. پدربزرگش علیاکبر بخشی بود و پدر حَمرا گلافروز که روشن روایتهایش ارث رسیده از آنها و ماقبل آنهاست. ساکن روستای کوچک ملّاباقر در شمال خراسان است و به سبک ترکمنها آواز میخواند گرچه به فارسی روایت میگوید. دیدهام که چه عرقی میریزد و داستان طاهر و زهره را با عشق تعریف میکند، تو گویی من شیفته شنیدن هر کلمه از پی دیگری از دهان روشن باشم...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
مرغ مینا، رسم عاشقی در مدح شعر مرغ مینا تنها مرغی است که به تقلید از انسان سخن میگوید. و رابعه بنت کعب هم تنها زن شاعر ایرانی در دوره شعر کهن است. مرغ مینای شعر کهن پارسی. روایت بهترین جای سالن نشسته بودم. ردیف اول و دقیقاً صندلی وسط سالن. قرار بود نمایش "مرغ مینا" اثر محمد ابراهیمیان و به کارگردانی تاجبخش فنائیان را ببینم. نمایش به بازخوانی همزمان دو روایت قرن سوم و چهارم هجری یکی مربوط به داستان رابعه و بکتاش و دیگری واقعه رودکی و دربار امیرنصر سامانی میپرداخت. رابعه دختر کعب فرمانروای بلخ نخستین شاعر زن ایرانی است. او دختر زیباروی بلخی است که عاشق غلام برادرش حارث به نام بکتاش میشود. حارث این عشق را برنمیتابد و بکتاش را شایسته همسری رابعه نمیداند. قصه این عشق به تلخی و با ریخته شدن خون این سه تن به فرجامی ناخوش میرسد. رودکی نظاره گر این ماجرای خونین است. نویسنده در کنار این ماجرای عاشقانه به روایت اتفاقات عصر امیرنصر سامانی هم میپردازد. امیرنصر فرمانروایی عادل و شجاع و هنردوست است. رودکی هم در نزد او جایگاهی ویژه دارد. با توطئه چینی از سوی قاضی القضات متحجر بخارا سر...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
در قلب ماه گفتمان موسیقایی گیتار و کورا بر ساحل رود نیجر، هتلی به نام Hotel Mandé در شهر بامادا در کشور مالی پذیرای دو هنرمند برجسته آفریقاست. Ali Farka Touré و Toumani Diabaté در استودیویی متحرک که در یکی از اطاقهای این هتل برپا شده مشغول ضبط هستند. علی مبتلا به سرطان است و دوست ندارد مالی را برای ضبط موسیقی هم که شده ترک کند. آنها به گفته خودشان راحت و روان نواختهاند. بی هیچ مشکلی. نتیجه چه بود؟ آلبومی به نام "در قلب ماه". علی فارکا در حال ضبط در استودیو موقت *** مجله معروف Rolling Stones علی فارکا توره را در رده هفتاد و ششم از بین صد گیتاریست برجسته تمام دوران قرار داد. بیشک او بهترین نوازنده آفریقاست که به سبک محلی مالی و بیشتر از آن بلوز مینوازد. گاهی علی فارکا را "جان لی هوکر" آفریقا لقب میدهند. او با گیتارش جادو میکند. در سال 1994 بود که Ry Cooder گیتاریست معروف آمریکایی علی را با خود به امریکا برد. حاصل کار آنها آلبوم Talking Tmbuktu شد که برایشان جایزه Grammy Award را به ارمغان آورد. در آلبوم "در قلب ماه" علی فارکا کمتر میخواند و با آکوردها...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
Shakti ، رویای بانویی که به جهان انرژی میدهد و بر آن فرمان میراند درباره گروه جز هندی Shakti با سرعتی خارقالعادهای مینوازند. ریتمهای پیچیدهای که به سرعت هم تغییر میکنند. نه 2 تایی و 4تایی و 6 تایی بلکه به انواع و اقسام ریتمهای پیچیده میرسند. دقیقاً همان چیزی که مشخصه موسیقی ریتمیک هند باستان است. 9 تایی، 15 تایی، 20 تایی و هرچیز که فکرش را بکنیم. و در این میان بداههنوازیهایی شکل میگیرد. مشخصه بزرگ این بداهه نوازیها نزدیکی آنها به ماهیت موسیقی جز است. ریتمیک و غیر ریتمیک ندارد. آنچه شنیده میشود زیبا و به مفهوم واقعی کلمه موسیقی است که توسط دو استاد مسلم موسیقی جهان، John McLaughlin و Zakir Hussain طراحی شده است. اسمش هست: Shakti. *** دهه 70 بود. John McLaughlin نوازنده چیرهدست و معروف گیتار مثل دیگر همعصرانش به جاز و بیش از آن راک میپرداخت. اما او عاشق موسیقی هند شده بود. با ویلنیستی به نام L.Shankar آشنا شد و از او درسهایی گرفت. کمی بعد ایده تشکیل گروه Shakti با همراهی Zakir Hussain به ذهنش خطور کرد و آنرا با Shankar در میان گذاشت. مدتی بعد در سیتار افتخاری شاگردی ر...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
روز زیبای ماهریز گزارشی از رونمایی "ترانههای جنوب" اثر سهیل نفیسی خیلی وقت نیست که درست اون ور خیابون، طبقه زیر همکف اسکان نشر ماهریز فروشگاه باز کرده. این ور خیابون هم دانشگاه ماست، دانشگاه صنعتی خواجهنصیر. اینطوریه که فاصله علم و هنر شده از این طرف خیابون ولیعصر تا اون طرفش! فروشگاه نشر ماهریز خیلی قشنگ و هنرمندانه طراحی شده. چند وقتی بود که دلم میخواست از طراحی داخلی این فروشگاه عکاسی کنم و این فرصت موقعی دستم اومد که قرار بود آلبوم جدید سهیل نفیسی با نام "ترانههای جنوب" در همین فروشگاه رونمایی بشه. ساعت 6 اونجا بودم. ایمان صفایی گرافیست ماهریز گفت که نفیسی توی راهه. سر و کله علی صمدپور نوازنده کوزه و تار و بعد علیاکبر مرادی نوازنده تنبور هم پیدا شد. نادر طبسیان مدیر نشر ماهریز مشغول پذیرایی و هماهنگی بود و بالاخره سهیل نفیسی اومد، برای طرفدارنش دست تکون داد، صفحههاش رو براشون امضا کرد و به همهشون لبخند زد. *** شیرینیهای خوبی هم خریده بودآقای طبسیان. از همین شیرینی فروش طبقه زیر همکف اسکان به اسم "کوک". یکی از شیرینیها طعم تند زنجبیل داره و خوش...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
ترانههای جنوب، سه سکانس از رامی تا نفیسی سکانس یک، تالار آبی روی ردیف اول تالار آبی کاخ نیاوران نشستهام. دست میزنند. میآید و صاف روی سکو میرود. بی مقدمه. ترانههایی از جنوب... پشت سر هم... یکی بعد از دیگری... چه همراهش دارد این مرد سبیلوی لاغر ... این دستهای او که چپش بر دسته گیتار و آن یکی راست با ناخنهای بلند که میخراشد و میخرامد. سکانس دو، اسکان، طبقه زیر همکف داخل فروشگاه جدید نشر ماهریز. "ترانههای جنوب" تازه از راه رسیده و روی پیشخوان است.یکی برمیدارم. صدای سهیل نفیسی روی دیوارهای پر از کتاب و موسیقی غلط میخورد انگار که موجی از نسیم باشد. سکانس سه، روی گلیم اطاق نشستهام کف زمین، روی گلیم رنگارنگم. داره شعرهایی رو میخونه که "رامی" یه روز میخوند. اونم با گیتاری که توی دستش داشت. و حالا کنار هم نشستهان. روبهرو. رامی و نفیسی. کنارشون یه شعله آتیشه. همصدا میشن که: ای دل بینوا غم بسِن (بس است) وا خُ عذاب و ستم بسن وا مرادِ خُ نزدیک بُبَه (نزدیک شو) ای همه دوری اَ هم بسن بشتِ (بیشتر) بی خُدِت (خودت را) گول مِزِن وا هر یاری اِتدی (دیدی) دل مَبَن همه ...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
کوکو رّو کوکو قُمری سکانس بینظیری بود. فیلم Talk to Her ساخته آلمادوار فیلم پر احساسی است. در یکی از صحنهها به واسطه آواز زیبای Caetano Veloso عشقی جوانه میزند. اما داستان آهنگ یک داستان روایی است. مردی از غم عشق میگرید. گریان و نالان آوازهای غمناک میخواند و سرانجام در این غم میمیمرد. صبح روز بعد قمری آوازهخوانی در کنار او حضور پیدا میکند. در خیالی جادویی این دو با هم به صحبت میپردازند. قمری بر مرگ او میگرید و مرد از بی مهری عشق سخن میگوید. جالب اینکه علی رغم هیچ اشارهای به معشوق، اشارهای به بیرحمی و بی احساسی سنگها شده است که شاید نماد معشوق سنگدل باشد. ترانه را با کمی دستکاری این طور ترجمه کردم: میگم، به جز گریه اون شب کاری نمیکرد کاری نمیکرد، نمیکرد، حتی نمیخورد ولی مینوشید میگم شاید حتی بهشت هم لرزید اون طوری که اون داشت گریه میکرد آی آی آی آی ... این جوری آواز غمناک میخوند آی آی آی آی ... این جوری اشک میریخت آی آی آی آی ... آره همینطوری میخوند و با اون احساسی که بیرحمانه میتاخت، آخر سر مُرد فردا صبحش یه قُمری اومد بالای سرش و شروع کرد به خوندن توی اون خ...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
عزیز شاهرخ نوشتار جدیدم در ویکیپدیا در مورد عزیز شاهرخ، خواننده برجسته موسیقی کردی. عزيز شاهرخ در سال 1317 در شهر مهاباد (سابلاغ) در استان كردستان ديده به جهان گشود. صدای عزیز صدایی منحصر به فرد و دلنشين بود و خانوادهاش نيز بسيار خوش صدا بودند بطوريكه پدر و برادر بزرگتر عزیز هم به خواندن علاقه داشتند. عزیز شاهرخ با شنیدن آثار استادانی چون سید علی اصغر کردستانی و کاویس به آواز علاقهمند شد. او هیچ گاه به صورت حضوری در خدمت استادی درس آواز نگرفت اما با تمرین از روی صفحات ضبط شده گرامافون، آواز را از اساتیدی نظیر محمد صالح ديلان، طاهر توفيق و حسن جزراوی فرا گرفت. وی همچنین محضر استاد محمد ماملی را در آواز و خوانندگی درک کرد. در سال 1336 برای نخستین بار صدای شاهرخ از رادیو مهاباد به گوش همگان رسید. ادامه مطلب را در ویکیپدیا فارسی بخوانید استاد سید علی اصغر کردستانی
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
افسون و طلسم فریبنده صدای بانوی ونزوئلا نامردی نیست اگه بگم Soledad Bravo در موسیقی لاتین نقشی همپایه Joan Baez داره! صدایی شفاف و الماسی با تونالیته عالی و محدوده صوتی بالا در صدای او دیده میشه. از اینا گذشته باید بگم اون واقعاً یه خواننده زاده شده. Soledad در اسپانیا به دنیا آمد اما در کاراکاس پایتخت ونزوئلا رشد کرد و بزرگ شد و همونجا هم نوازندگی گیتار رو یاد گرفت. آموختهای که به او شکل و شمایل خاصی در حین اجرای آوازهاش میداد. او که متولد دهه چهل بود در اواخر دهه 60 میلادی به عنوان تک خوان شورع به خواندن آهنگهایی درباره چهگوارا و یا نابرابریهای اجتماعی کرد. در دهه 70 به اسپانیا برگشت و آهنگهایی از دوران جنگ داخلی در اسپانیا رو ضبط کرد. همین طور به سراغ بعضی از آهنگهای یهودیهای اسپانیا رفت. همچنین به بولرو و سالسا و دیگر رقصهای زیبای آمریکای لاتین هم پرداخت. افسون و طلسم فریبنده صدای بانوی ونزوئلا همیشه پر از احساسات عاشقانه و زیباست. همچون خودش که با لپ هایی گل انداخته، موهایی سیاه و گیتار بدست با چشمانی بسته آواز میخواند.