پست‌ها

تصویر
در قلب ماه گفتمان موسیقایی گیتار و کورا بر ساحل رود نیجر، هتلی به نام Hotel Mandé در شهر بامادا در کشور مالی پذیرای دو هنرمند برجسته آفریقاست. Ali Farka Touré و Toumani Diabaté در استودیویی متحرک که در یکی از اطاق‌های این هتل برپا شده مشغول ضبط هستند. علی مبتلا به سرطان است و دوست ندارد مالی را برای ضبط موسیقی هم که شده ترک کند. آنها به گفته خودشان راحت و روان نواخته‌اند. بی هیچ مشکلی. نتیجه چه بود؟ آلبومی به نام "در قلب ماه". علی فارکا در حال ضبط در استودیو موقت *** مجله معروف Rolling Stones علی فارکا توره را در رده هفتاد و ششم از بین صد گیتاریست برجسته تمام دوران قرار داد. بی‌شک او بهترین نوازنده آفریقاست که به سبک محلی مالی و بیشتر از آن بلوز می‌نوازد. گاهی علی فارکا را "جان لی هوکر" آفریقا لقب می‌دهند. او با گیتارش جادو می‌کند. در سال 1994 بود که Ry Cooder گیتاریست معروف آمریکایی علی را با خود به امریکا برد. حاصل کار آنها آلبوم Talking Tmbuktu شد که برایشان جایزه Grammy Award را به ارمغان آورد. در آلبوم "در قلب ماه" علی فارکا کمتر می‌خواند و با آکوردها...
تصویر
آب‌دوغ‌خیار و کلّه‌گنجشکی روی میز آشپزخانه "کلّه گنجشکی" داریم و "آب‌دوغ‌خیار". دو غذای سنتی ایران که یکی به صورت سرد سرو می‌شود و دیگری به صورت گرم. روزهای تابستان که فرا برسد خوردن آب‌دوغ‌خیار همراه با یخ و نان حسابی به آدم می‌چسبد. کلّه‌گنجشکی هم از غذاهای خیلی خوشمزه سنتی ایران است. مخلوط گوشت چرخ شده همراه با سیب زمینی با رب گوجه‌فرنگی خیلی خوشمزه می‌شود. میز را چیده‌ام. کمی سلیقه هم به خرج داده‌ام و از ظرف‌‌های چیبی گل‌دار استفاده کرده‌ام. از کدام غذا شروع کنم؟! آب‌دوغ‌خیار مواد لازم: خیار ماست سبزیجات تازه معطر مثل ریحان، نعناع، گشنیز، ترخون، شوید، مرزه ... پیازچه مغز گردو خرد شده کشمش سیاه نان لواش نمک و فلفل یخ طرز تهیه: خیار را خیلی ریز خرد و یا رنده کنید و داخل ظرف بریزید. سبزیجات تازه و پیازچه را هم خرد کنید و با کشمش و گردو به آن اضافه کنید. با اضافه کردن ماست و یخ منتظر بمانید تا ضمن خنک شدن غذا ماست هم رقیق شود. با افزودن نمک و فلفل طعم آب‌دوغ‌خیار را بچشید. حالا می‌توانید آب‌دوغ‌خیار را با نان لواش بخورید که اگر خشک باشد بهتر هم هست. کلّه گنجشکی مواد...
تصویر
اندکی چابکی نیست... برای گرفتن لحظه‌ها فردا باز از خودم می‌پرسم زندگی برای چیست؟ اما باز به سراغ هر چیز که دم دستم قرار بگیرد می‌روم و کوتاه نمی‌آیم. واقعیت که نگاه کنی روزها همینجور دارند می‌گذرند. موقعی بود که اراده می کردم "اینجا" و "حالا" و "الان" را درک کنم... و می‌توانستم. ولی حالا که در لحظه‌ای سعی می کنم "اکنون" را درک کنم باز لحظه‌ها از دستم می‌گریزند و پرش می‌کند روی لحظه بعدی. و لحظه‌های پی‌در‌پی بسیار سریع در گذر اند... و همراه آنها وقایع... و حالا تازه یاد گرفته‌ام که هدف تعیین کنم. آن هم نه بلند مدت، نهایتاً هدفی دو سه ساله و حالا حس و حال رسیدن به این هدف‌ها هم خیلی از سالهای قبل کمتر است.... و به تنهایی فکر می کنم. روزهایی که به کار می گذرند و شب‌هایی که اکثراً به شعر، و جملگی لحظات پر کثرت تنهایی ِ من. یک مدت که بگذرد دیگر برایم عادت خواهد شد. شاید الان هم شده باشد. عادتی که تبدیل به یک تابو خواهد شد که اگر خودت هم بخواهی بشکنیش نمی‌شکند. از هر کس فقط با یک نگاه می‌گذری. از هر اتفاق و از هر خواسته با یک نگاه می گذری. شعری که می‌خ...
تصویر
Shakti ، رویای بانویی که به جهان انرژی می‌دهد و بر آن فرمان می‌راند درباره گروه جز هندی Shakti با سرعتی خارق‌العاده‌ای می‌نوازند. ریتم‌های پیچیده‌ای که به سرعت هم تغییر می‌کنند. نه 2 تایی و 4تایی و 6 تایی بلکه به انواع و اقسام ریتم‌های پیچیده می‌رسند. دقیقاً همان چیزی که مشخصه موسیقی ریتمیک هند باستان است. 9 تایی، 15 تایی، 20 تایی و هرچیز که فکرش را بکنیم. و در این میان بداهه‌نوازی‌هایی شکل می‌گیرد. مشخصه بزرگ این بداهه نوازی‌ها نزدیکی آنها به ماهیت موسیقی جز است. ریتمیک و غیر ریتمیک ندارد. آنچه شنیده می‌شود زیبا و به مفهوم واقعی کلمه موسیقی است که توسط دو استاد مسلم موسیقی جهان، John McLaughlin و Zakir Hussain طراحی شده است. اسمش هست: Shakti. *** دهه 70 بود. John McLaughlin نوازنده چیره‌دست و معروف گیتار مثل دیگر هم‌عصرانش به جاز و بیش از آن راک می‌پرداخت. اما او عاشق موسیقی هند شده بود. با ویلنیستی به نام L.Shankar آشنا شد و از او درسهایی گرفت. کمی بعد ایده تشکیل گروه Shakti با همراهی Zakir Hussain به ذهنش خطور کرد و آنرا با Shankar در میان گذاشت. مدتی بعد در سیتار افتخاری شاگردی ر...
تصویر
عطر اقاقیا از شکوفه‌های تنت نشر چشمه پوستر بزرگی به مناسبت انتشار کتاب سه‌گانه اشعار احمدرضا احمدی با نام "همه شعرهای من" چاپ و پشت ویترین مرکزی فروشگاه نصب کرده. شاعری که دوست نادر ابراهیمی بود و برای من هم همیشه خاطره‌های خوش در خاطرم می‌آفرید... یاد روزی افتادم که زبان شعرش می‌گفت: از دیروز عصر که به خانه‌ام مهمان بودید عطرهای زیادی به جا مانده ... عطر کاج عطر اقاقیا عطر بهارنارنج ... نمی‌دانم کدام از آن ِ توست ... گمانم اقاقیا ... قطعه‌ای به نام "از شکوفه‌های تنت"
تصویر
روز زیبای ماهریز گزارشی از رونمایی "ترانه‌های جنوب" اثر سهیل نفیسی خیلی وقت نیست که درست اون ور خیابون، طبقه زیر همکف اسکان نشر ماهریز فروشگاه باز کرده. این ور خیابون هم دانشگاه ماست، دانشگاه صنعتی خواجه‌نصیر. اینطوریه که فاصله علم و هنر شده از این طرف خیابون ولیعصر تا اون طرفش! فروشگاه نشر ماهریز خیلی قشنگ و هنرمندانه طراحی شده. چند وقتی بود که دلم می‌خواست از طراحی داخلی این فروشگاه عکاسی کنم و این فرصت موقعی دستم اومد که قرار بود آلبوم جدید سهیل نفیسی با نام "ترانه‌های جنوب" در همین فروشگاه رونمایی بشه. ساعت 6 اونجا بودم. ایمان صفایی گرافیست ماهریز گفت که نفیسی توی راهه. سر و کله علی صمدپور نوازنده کوزه و تار و بعد علی‌اکبر مرادی نوازنده تنبور هم پیدا شد. نادر طبسیان مدیر نشر ماهریز مشغول پذیرایی و هماهنگی بود و بالاخره سهیل نفیسی اومد، برای طرفدارنش دست تکون داد، صفحه‌هاش رو براشون امضا کرد و به همه‌شون لبخند زد. *** شیرینی‌های خوبی هم خریده بودآقای طبسیان. از همین شیرینی فروش طبقه زیر همکف اسکان به اسم "کوک". یکی از شیرینی‌ها طعم تند زنجبیل داره و خوش...
تصویر
ترانه‌های جنوب، سه سکانس از رامی تا نفیسی سکانس یک، تالار آبی روی ردیف اول تالار آبی کاخ نیاوران نشسته‌ام. دست می‌زنند. می‌آید و صاف روی سکو می‌رود. بی مقدمه. ترانه‌هایی از جنوب... پشت سر هم... یکی بعد از دیگری... چه همراهش دارد این مرد سبیلوی لاغر ... این دست‌های او که چپش بر دسته گیتار و آن یکی راست با ناخن‌های بلند که می‌خراشد و می‌خرامد. سکانس دو، اسکان، طبقه زیر همکف داخل فروشگاه جدید نشر ماهریز. "ترانه‌های جنوب" تازه از راه رسیده و روی پیشخوان است.یکی بر‌می‌دارم. صدای سهیل نفیسی روی دیوارهای پر از کتاب و موسیقی غلط می‌خورد انگار که موجی از نسیم باشد. سکانس سه، روی گلیم اطاق نشسته‌ام کف زمین، روی گلیم رنگارنگم. داره شعرهایی رو می‌خونه که "رامی" یه روز می‌خوند. اونم با گیتاری که توی دستش داشت. و حالا کنار هم نشسته‌ان. روبه‌رو. رامی و نفیسی. کنارشون یه شعله آتیشه. همصدا می‌شن که: ای دل بینوا غم بسِن (بس است) وا خُ عذاب و ستم بسن وا مرادِ خُ نزدیک بُبَه (نزدیک شو) ای همه دوری اَ هم بسن بشتِ (بیشتر) بی خُدِت (خودت را) گول مِزِن وا هر یاری اِتدی (دیدی) دل مَبَن همه ...