پست‌ها

تصویر
♫♪ پنجره پر امید مشروطه نگاهی به آلبوم پنجره امید ویژه بزرگداشت یکصدمین سال نهضت مشروطه آواز: محسن کرامتی دستگاه سه‌گاه و آواز ابوعطا آثاری از علی‌اکبر ‌شیدا، عارف قزوینی، درویش‌خان، حسام‌السلطنه، علی‌اکبرخان شهنازی موسسه فرهنگی هنری ماهور اثر ارزشمند هنرمند گرامی معاصر جناب محسن کرامتی در بازخوانی تصانیفی از دوران مشروطیت کاریست بسیار ارزنده و جالب توجه. آقای کرامتی به همراه گروه شان که متشکل از سازهای سنتور،نی، تار و تمبک هستند به شیوه ای بدون عیب و نقص این تصانیف قدیمی را بازسازی و اجرا نموده اند. در این اثر از اجراهای تصانیفی که قبل تر نیز توسط خودشان یا دیگران اجرا شده اند نظیر تصنیف ((از خون جوانان وطن لاله دمیده)) صرف نظر شده است. آنچه جای قدردانی بی شمار دارد اجرا و زنده ساختن تصانیفی از علی اکبر شیدا که متاسفانه نت نگاری مناسبی هم از تصانیف او موجود نیست می باشد. شیدا تصنیف ساز شوریده زمان مشروطه بوده است که تصانیف زیبایش به جز معدودی فرصت حفظ و حراست نیافته اند و در گذر روزهای تاریخ این مملکت از بین رفته اند. سه تصنیف از شیدا در این اثر آمده است که تصنیف ((غم عشق)) قبلاً توس...
تصویر
گرگان و ترکمن صحرا عکس های سفر هفته پیش به شمال شرق ایران کنار تنه درخت زیبایی در جنگل های گرگان نشسته بودم میوه وحشی، حیف اسمش را نمی دانم با رفقا در بلندترین نقطه قلعه مازیار یا همان قلعه مارون دورنمای قلعه مارون سمی یا غیر سمی؟ مرغ مگس خوار، تونستم بهش خیلی نزدیک بشم، احساس بی نظیری بود زن ترکمن در دوشنبه بازار بندر ترکمن مرغ ماهیخوار بین بندر ترکمن و جزیره آشوراده جنگل های رنگارنگ نهارخوران
تصویر
♫♪ از نو گشایش می نویسم و باکیم نیست چند وقتی می‌گذرد از زمانی که فعالیت وبلاگ اسطرلاب و نیز وب‌سایت عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات متوقف شده است و به طَبَع آن من هم که نویسنده اصلی این سایت بودم هم نمی نوشتم. وارونه اگر نگاه کنیم من نمی نوشتم که وب‌سایت مذکور تعطیل شد. حالا نَقل این این حرف ها بیجاست. اشکال از من بود و از اینکه روحیاتم با نوشتن سازگار نبود و خلاصه اینکه اگر هم چیزکی از بغلش بیرون می‌آمد به زور نوشته بودم. و حالا تازه از سفر برگشته و تازه نفس می خواهم که دوره رخوت را رو به پایان ببرم و نوشتن را از نو شروع کنم. نوشته ها درباب فرهنگ و هنر خواهد بود با دیدی فرامکانی و فرازمانی. شاید رویکرد به موسیقی عمیق تر و گسترده تر باشد ولی خالصانه می‌گویم که عشقم به کتاب و تئاتر و هنر نمایش و نیز رقص و نقاشی و خطاطی و مابقی هنرهای ارجمند را هم بی محابا به ظهور می کشانم. سعی خواهم کرد اسطرلابی سمعی بصری تر داشته باشم، در حد توان البته. به نوشتار‌های موسیقایی لینک مرتبط به فایل شنیداری را ضمیمه خواهم کرد و هرچه از دنیای دیدنی‌ها به دستم رسد دریغ نخواهم کرد. نقشینه بالایی وبلاگ ر...
تصویر
بهترین های اسطرلاب در طی این سالها برگ سبزیست ... با کاروان سالار افتاده از پا، در حد فاصل نظم و نثر مصاحبه با مهدی اخوان ثالث من فارسی فکر می کنم، فرنگی نباش احمق! مصاحبه با رضا عابدینی سفرنامه خراسان یادداشت های سفر به دیار خراسان این طرف شهر چقدر زیباست! بحثی پیرامون معماری شهر تهران سماع، رقص دراویش، چرخ مولانا... همت طلب از باده پیران سحرخیز مصاحبه با بیژن کامکار بچه ها! اینها چند تا از فیلم های خوب من هستند واقعاً که چه فیلم های خوبی! سفر نامه از برفخانه تا مصر وقایع نگاری سفری دور و دراز به استانهای یزد، اصفهان، فارس و جنوب سمنان وقتی یک نفر داخل حباب لامپ تاب بازی می کنه! مصاحبه با توکا نیستانی روز واقعه وقایع نگاری انقلاب مشروطیت ایران داستان یک تصادف ذهنی یک داستان خیلی کوتاه احسان شارعی 20/2/1384
تصویر
سفرنامه از برفخانه تا مصر بیابان گردی و کوهنوری در عید امسال فرصتی دست داد به همراه موسسه طبیعت گردی کلوت به مسافرتی 7 روزه بروم. قصد ما از این مسافرت بیابان گردی و طبیعت گردی در استانهای فارس، یزد، اصفهان و جنوب سمنان بود. اینک روز هفتم فروزدین ماه هشتاد و چهار فرا رسیده و من کوله بار خود را بسته ام تا راهی این مسافرت بشوم. وسیله نقلیه ما اتوبوس است. ساعت شش صبح است و ما حرکت می کنیم. آنچه با خود برداشته ام: وسایل ضروری سفر: کیسه خواب، قمقمه آب، چراغ قوه، لباس گرم، بادگیر، نقشه مناطق، لوازم بهداشتی شخصی، لیوان و ... وسایل دیگر: کتاب خوشه های خشم، نوشته جان اشتاین بک، خودکار و کاغذ برای نوشتن نکات مهم سفر، مینی دیسک برای گوش دادن به موزیک موزیک هایی که با خودم برداشته ام: Disk 1: Pink Floyd, The Wall Disk 2: Megadeth, Countdown to extinction Disk 3: Salif Kieta, Mouffo Disc 4: Rock & Metal Selection Disc 5: Soledad Bravo Disk 6: سفر به دیگر سو، شهرام ناظری *** روز اول سفر آغاز می شود. مقصد ابتدایی ما شهر آباده در نزدیکی شیراز است. احتمالاً چیزی در حدود 7 الی 8 ساعت تا آباده راه است...
تصویر
باغ ایرانی، وسوسه با شکوه تقدس حضور زرتشت در ابتدای داستان رستم و اسفندیار باغ ایرانی در روز پر بود از صدای پرندگان بهاری، پر بود از رنگ های بدیع شکوفه، پر بود از نسیم مطبوع و پر بود از اشعه ملایم و حیات بخش خورشید... و در شب، باغ ایرانی پر بود از یک وجود روحانی، پر بود از وسوسه ای برای گردش، گردش در آن هنگام که شکوفه لطیف درخت حس می کند حالا که در باغ خبری نیست وقت خواب است. آنگاه که بویی لطیف و معطر از هر شکوفه بیرون می طراود و فضای باغ مشام را می نوازد... در باغ ایرانی، عمارتی بود با سیمایی شاهانه. عمارتی با شکوه. عمارتی بزرگ با در های بلند که به سوی باغ باز می شد و از داخل اطاق دورنمایی زیبا پدید می آورد. آن شب حال و هوای باغ رنگ و بوی تقدس داشت. رنگ و بوی اهورایی. خدمه از کار مرخص شده اند و هیچ کس در اطاق شاه نیست. گشتاسب، پادشاه ایران، به اطاق مخصوص خویش می آید و بساط عبادتش را در گوشه ای می گستراند. طوری که در هنگام نیایش دورنمای زیبایی از باغ را می بیند. خادمی در باغ راه می رود و به آرامی چراغ های شمعی را روشن می کند. نور شمع به گلبرگ شکوفه می تابد و بازتابش باغ را رنگین می کند...